معلمی حس خاصی داره... و اوج این حس خاص توی امتحان نشون داده میشه، زمانی که میبینی که دانش آموزها بلدن! هرچقدر امتحانت ابعاد بیشتری از سواد و فهم دانش آموز رو هویدا کنه، شادمانی تو هم فزون تر!یه حس خوب دیگه، حس زمانیه که یه برنامه رو طراحی میکنی، دیگران رو هدایت میکنی، برنامه ریزی و اجرا و خلاصه وقتی همه کارا انجام میشه و چیزی که فقط تو ذهنت بوده توسط صد نفر آدم اجرا میشه و میبینی که کار به نتیجه نشسته، یه حس خوب به آدم دست میده...رسم شده تو مدرسه ما، که امتحان دو قسمت داره، لااقل امتحان های علومشون به این ترتیبه که دو قسمت داره، یه قسمت برگه ای که مینویسن و تمام، و در ادامه اش یه قسمت طولانی تر و چالش بر انگیز تر که بچه ها گروهی فعالیت میکنن و ابعاد دیگه ای از فهم بچه رو محک میزنیم، از توانایی های فیزیکی و تکنیکی، تا قدرت تحلیل و تشخیص و ...امروز من کارآزمونی رو که طراحی کرده بودم، از دانش آموزای خودم گرفتم، و نمیدونید چقدر حس خوبی بود وقتی دیدم که کارآزمونی که از صدر تا ذیلش رو خودم طراحی کردم اجرا شده و توسط دانش آموزایی که همشونو طی این چندماه خودم آموزش دادم پاسخ داده میشه، و وقتی میبینم دانش آموزا نه تنها بلدن، که فهمیدن، لااقل عده ای فهمیدن... نمیدونی چقدر حس شیرین و خوبیه...امروز خسته ام، از شش صبح بیدار شدم و یه کله کار کردم و بین طبقات مدرسه دویدم که کار اجرا بشه و پیش بره
برچسب:
نویسنده: آوا سلطانی
تاريخ: يکشنبه
15 بهمن
1396 ساعت: 0:15